تعداد بازدید : 461
اندازه متن : [ بزرگتر ] [ کوچکتر ]
نسخه مناسب چاپ
ارسال به دیگران
چهارشنبه، ۲۳ شهریور ۱۳۹۰
نگاه تطبیقی به اقتصاد معاصر وسیرۀ اقتصادی پیامبر
گفت‌وگویی با ‌دکتر سبحانی ‌انجام داده‌ایم تا با رویکردی تطبیقی، راهی ‌را که در حوزه اقتصاد می‌رویم با راهی‌که پیامبراکرم(ص) رفته‌اند مقایسه کنیم. پرپیداست‌ که در بسیاری از زمینه‌ها راه‌ ما با سنت اقتصادی نبوی(ص) جدا افتاده است اما به هرحال آرزو برجوانان عیب نیست!

جناب اقای سبحانی بی‌شک کندوکاو در سیرۀ اقتصادی پیامبر اعظم(ص) یکی از راه‌های مهم شناخت الگوی اقتصادی اسلام است. بر همین اساس مهم‌ترین ویژگی‌های سیرۀ اقتصادی پیامبر اعظم(ص) چه بوده است؟
برای شناخت اقتصادی که در
مشی و منش پیامبر بزرگ اسلام(ص) بوده است باید به این نکته توجه کرد که در زمان ایشان کلام خداوند به وسیلۀ وحی به ایشان نازل شده است و ما باید پیامبر را در بستر همان کلام وحیانی مشاهده کنیم. همچنین احادیث و روایاتی که گاه ما در نقل مطالب از آنها استفاده می‌کنیم در آن زمان وجود نداشته است؛ چون امامان(ع) بعد از پیامبر آمدند؛ بنابراین باید گفت که سیرۀ اقتصادی ایشان در واقع‌همان مفاهیم اقتصادی است که در قرآن کریم وجود دارد و بر زبان مبارک ایشان در غالب آیات قرآن جاری شده است که افراد یاد می‌گرفتند و در سینه‌های خودشان ثبت و ضبط می‌کردند. در کنار کلام وحیانی قرآن کریم مطالبی را هم خود حضرت(ص) بیان فرمودند که می‌توانیم این مفاهیم را افزون بر آنچه در قرآن است بررسی کنیم.
پرداخت حقوق‌های مالی مانند زکات، خمس، ممنوعیت ربا، توصیه به انفاق و مطالبی از این گونه را می‌توان جزء ویژگی‌های سیرۀ اقتصادی پیامبر اکرم(ص) به‌شمار آورد که در قرآن کریم به آنها اشاره شده است. موارد دیگری هم وجود دارد که ما می‌توانیم در سیرۀ پیامبر گرامی اسلام(ص) به آنها اشاره کنیم؛ برای نمونه از قول پیامبر نقل شده است: «ما پیامبران برای گردآوری مال برانگیخته نشده‌ایم، بلکه برای انفاق مال برانگیخته شده‌ایم». این مفهوم بیانگر این است که در نظر ایشان تکاثر مال تقبیح گردیده و درعین‌حال برای پر کردن حفره‌های فقر انفاق توصیه شده است؛ در نمونه‌ای‌دیگر می‌توان به این فرمایش پیامبر اکرم(ص) اشاره کرد که «بدترین افراد امت من توانگران هستند». توضیح این فرمایش باید در کنار سخن قبلی ایشان قرار بگیرد؛ به این صورت که چون پیامبر خود تکاثر را نادرست می‌دانست و همواره انفاق مالی را توصیه می‌کرد، توانگرانی را که به جمع‌آوری مال دست می‌زدند و از انفاق مال خود به مستمندان دوری می‌کردند مذمت می‌نمود. به بیان دیگر می‌توان گفت که این سخنان دو فرمودۀ جدا، ولی کاملاً مربوط به هم هستند. نکتۀ دیگری که در فرمایشات پیامبر بزرگوار اسلام وجود دارد توجه به فقر است؛ برای مثال در اصول کافی از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است که «من به هر حاکم مسلمان سفارش می‌کنم که خدا را فراموش نکند، جانب ضعیفان را بگیرد و نگذارد فقیرتر شوند تا کافر نگردند». در این فرمایش ایشان می‌توان به این جمع‌بندی رسید که فقر گاه می‌تواند به کفر منجر شود. بنده درکل می‌خواهم این نکته را یادآور شوم که سیرۀ اقتصادی رسول خدا(ص) همان مضامینی است که در اقتصاد قرآن می‌توان یافت و درواقع پیامبر اعظم آورنده و ترویج‌دهندۀ آن مفاهیم بلند قرآنی بودند.

در سیرۀ اقتصادی پیامبر اسلام در عرصۀ تولید تأکید بر همت و تلاش مضاعف و ترغیب به کشاورزی، و در عرصۀ مصرف تأکید بر تدبیر و میانه‌وری وجود دارد. شما این دو موضوع را چگونه تحلیل می کنید؟
در سؤال قبل اشاره کردم که پیامبر اکرم(ص) تکاثر را نفی می‌نمود، ولی درعین‌حال تولید را در هر عرصه‌ای که به رفع نیازهای مشروع مردم بینجامد تشویق می‌کرد؛ البته اینکه بر تولید محصولات کشاورزی تاءکید شده است معنایش این نیست که تولیدهای غیرکشاورزی مهم نیستند. در زمان ایشان شیوۀ تولید کشاورزی و دامداری بوده است و ایشان قاعدتاً متناسب با مردم آن روزگار و وضعیت آنها توصیه‌هایشان را می‌فرمود و بنابراین این موضوع را به هر نظام اقتصادی می‌توان تعمیم داد؛ به این معنا که اگر صنعت و خدمات رشد کافی دارند این حکم تسری پیدا می‌کند به این موارد. آنچه ایشان فرمود، امروز از دغدغه‌ها و آرمان‌های نظام اقتصادی است. همۀ نظام‌های اقتصادی در پی افزایش تولید هستند تا مشکلات اقتصادی خود را برطرف کنند.
بنابراین تفسیر کلام حضرت با عمده دستاوردهای اقتصادی امروز هم مطابقت دارد. ایشان دربارۀ تشویق به کار می‌فرمود: «تا عرق کارگر خشک نشده دستمزدش را بپردازید». این سخن توجه به اهمیت کار را در نظر پیامبر اسلام(ص) کاملاً نشان می‌دهد، البته در مورد دامداری و زراعت موارد فراوانی متناسب با شرایط همان روزگار مطرح است.
همچنین اسلام در عرصۀ مصرف، براساس اصل عدالت، تعادل و میانه‌روی، هم مازاد بر آنچه را لازم است مصرف بشود  دچار مشکل می‌داند و هم کمبود نسبت به آنچه هست؛ برای مثال بدن میزان مشخصی از کالری و ویتامین را نیاز دارد؛ حال اگر به بهانۀ اسراف نکردن یا میانه‌روی، این میزان مصرف تأمین نشود به آن بدن ظلم شده و اگر هم بیش از آن منابع تأمین شود باز هم ظلم روی داده است.

تأکید بر سنت پسندیدۀ قرض‌الحسنه یکی دیگر از ویژگی‌های سیرۀ اقتصادی پیامبر اکرم(ص) بوده است. درحال‌حاضر این الگو در کشور ما چگونه اجرا می‌شود و فاصلۀ بین نظر مبارک پیامبر اکرم(ص) و حقیقت موجود چقدر است؟
ببینید آنچه با عنوان قرض‌الحسنه الان در کشور وجود دارد با آن قرض‌الحسنه‌ای که در قرآن اسم برده شده، متفاوت است. قرض‌الحسنه‌ای که در قرآن از آن اسم برده شده به معنای انفاق بوده است نه به معنای قرض دادن، درعین‌حال این صندوق‌های موجود قرض‌الحسنه هم که تعدادشان بسیار زیاد است می‌کوشند همان تأکیدات را برای رسیدگی به امور دیگران اجرایی کنند. این صندوق‌ها از قدیم وجود داشتند و الان هم موجودند. همچنین تعداد این صندوق‌ها در کشور ما درخور اعتناست؛ البته بعضی افراد و مؤسسه‌ها در جامعه با سوء استفاده از آرمان‌ها و ایده‌های مردم خیر، ممکن است هر مفهوم متعالی را از محتوا تهی کنند؛ برای مثال بعضی‌ها با عنوان قرض‌الحسنه ممکن است به فعالیت‌های ربوی و حتی کلاهبرداری هم روی آورند. کما اینکه در مواردی دیده شده است برای انحراف افکار مردم حتی ممکن است که نام ائمۀ اطهار(ع) را هم بر فعالیت‌های قرض‌الحسنۀ خودشان بگذارند. آشکار است که حساب این فعالیت‌ها از سنت نبوی جداست.
در مجموع به نظر بنده قرض‌الحسنۀ مدنظر پیامبر بزرگ اسلام(ص) در این زمینه تا حدود زیادی در کشور ما در حال اجراست و بیشتر افراد می‌کوشند این مفاهیم را با کمترین اشکال اجرا کنند، ولی موارد استثنا هم وجود دارد که تا حدی انحراف در فعالیت‌های آنها دیده می‌شود. همان افراد و مؤسسه‌هایی هم که در حال اجرای این سنت پسندیده هستند باید مراقب باشند مازادی به ازای قرض دریافت نکنند. مؤسسه‌هایی هم‌که در قبال خدمات هزینۀ کارمزد دریافت می‌کنندبایدتوجه کنندکه حداکثر این مبلغ مقداری باشد که هزینه‌های جاری، مانند دفتر، هزینه‌های محل کار، حقوق کارمندان و … ، را تأمین کند. به این شکل سنت نبوی اجرا می‌شود و در آن ربا هم وجود نخواهد داشت.
بنده در مجموع فعالیت‌هایی را که در این زمینه انجام می‌شود مثبت می‌بینم؛ البته موارد استثنا هم وجود دارد که از سیرۀ نبوی انحراف دارند. متأسفانه آن موارد استثنا، هم به ائمه ضربه زدند هم به قرض‌الحسنه، و هم گاه حجم فعالیت‌های آنها زیاد است؛ یعنی امکان دارد یکی از آنها معادل پانصد صندوق کوچک‌تر فعالیت کند، ولی وجود آنها نباید سبب شود که فعالیت‌های مثبت در این زمینه نادیده گرفته شود.
در سیرۀ اقتصادی پیامبر اسلام نوعی مبارزه با اشرافی‌گری و امتیازخواهی دیده می‌شود.اگرامکان دارد دراین‌باره توضیح بفرمایید.
فرض بر این است که اگر تجمل و جمع شدن مال همراه ایمان به خدا و تربیت دینی نباشد، روحیۀ خودخواهی، فخرفروشی و تکبر به صاحب آن اموال منتقل می‌شود و این احساس را به افراد می‌دهد که به خاطر داشتن اموال یک سر و گردن از دیگران بالاتر هستند. ازآنجاکه اسلام در اصل برای آزادی انسان‌ها از قید و بندهای دنیوی آمده است، نمی‌پذیرد که کسی با اشرافی‌گری یا با طبقۀ خاص درست کردن، بر دیگران آقایی کند و دیگران را بندۀ خود نماید. مشاهده می‌کنید که سمت و سوی اسلام به طرف کسانی است که اهل امتیاز گرفتن و اشرافیت نباشند. طرفداران پیامبر بیشتر برده بودند و پیامبر از این برده‌ها که در نظر اشراف عربستان آن زمان شخصیتی نداشتند، افراد آزاده‌ای مانند بلال حبشی و ابوذر را، که افتخار اسلام و مسلمانان هستند، تربیت کرد. زمانی که مسلمانان مکه اموالشان را رها کردند و همراه پیامبر به مدینه آمدند، نزدیک مسجد پیامبر روی سکویی زندگی کردند که سکوی اصحاب صفه نام داشت و تعدادشان را تا چهارصد نفر ذکر کرده‌اند. سیرۀ پیامبر گرامی اسلام(ص) به ما نشان می‌دهد که پیامبر دغدغۀ روز و شب آن مسلمانان را داشت و اینکه زندگی آنها چگونه تأمین می‌شد و حتی گاهی پیامبر شب‌ها بعضی از آنها را در منزل خود سکنا می‌داد. توجه به نیازمندان و شخصیت دادن به فقرا و مستضعفان در سیره و منش پیامبر اکرم(ص) بیانگر این است که اسلام در اصل با استکبار و فزونی‌خواهی سازگاری ندارد و این در منش اقتصادی پیامبر اسلام(ص) هم کاملاً به چشم می‌خورد.
در زمان آن بزرگوار وقتی در جنگ‌ها غنائمی به دست می‌آمد و آن را برای پیامبر می‌فرستادند، معمولاً ایشان می‌فرمود که غنائم بین همۀ مسلمانان تقسیم شود. آن حضرت برای افرادی که در اسلام آوردن سبقت گرفته بودند یا احساس می‌کردند ارشدتر هستند امتیازی در گرفتن غنائم قائل نمی‌شد. در نظر ایشان همۀ مسلمانان در برخورداری از بیت‌المال مساوی بودند.
آیا نظام اقتصادی کشور به سمت الگوهای متعالی اسلام و پیامبر اکرم(ص) حرکت می‌کند؟ چگونه می‌توان این الگوها را در نظام اقتصادی کشور وارد کرد؟
به نظر بنده نظام اقتصادی کشور نه تنها هماهنگ با الگوهای متعالی اسلامی نیست، بلکه در مواردی در خلاف جهت آن هم عمل می‌کند. ما به کثرت و فزون‌طلبی در سرمایه و همچنین به ترجیح دادن صاحبان سرمایه بر نیروی کار خو کرده‌ایم. صاحبان ثروت البته محترم، هستند اما نه به خاطر ثروتشان. در اسلام کرامت انسان‌ها براساس تقوای آنهاست: «ان اکرمکم عندالله اتقیکم» و پول نباید بدون انجام دادن کار و تلاش از طرف صاحب آن به پول دیگری منجر بشود یا به اصلاح دقیق‌تر در نظام اقتصادی، نباید بهره وجود داشته باشد. افزون بر این مسئله، در جامعۀ دینی ما نباید فقر چهرۀ خود را نشان بدهد. مشاهده می‌کنید که ما از این آرمان‌ها دوریم و شاید اکنون سازوکاری موجود است که هر چه بیشتر ما را‌ ازاین ارمانها دور می‌کند. برای اجرایی کردن این سنت‌ها در نظام اقتصادی به‌طور منطقی و ریشه‌ای باید یک سلسله اصول متناسب با باورهای دینی مبنا قرار گیرد. امکان ندارد مبانی اندیشۀ اقتصادی کشور مثل مبانی نظام سرمایه‌داری باشد و ما انتظار داشته باشیم که از این نظام اقتصادی، انسانی علوی رشد کند؛ آشکار است که این مفاهیم با هم سازگار نیستند.

یکی از اهداف مهم اسلام رسیدن به عدل و قسط در نظام اقتصادی است. ایا میان چگونگی اجرای عدالت در نظر پیامبر اکرم(ص) و وضعیت آن در کشور ما هماهنگی وجود دارد؟
پیامبر اکرم(ص) در ۲۳ سال تلاش و زحمتی که متحمل شدند می‌خواستند نظام جدیدی را بر دیواره‌های جاهلیت و نظام‌های عقب‌ماندۀ گذشته بنا کنند؛ البته مقاومت و جنگ‌های بسیاری در مقابل حضرت برای تحقق این امر وجود داشت. هرچند ایشان موفق شدند در عصر خودشان عربستان را به سمت اسلام بیاورند، نظام اقتصادی در زمان آن بزرگوار تأسیس نشد؛ البته این به معنای آن نیست که ایشان شیوه‌هایی برای ادارۀ اقتصاد نداشت. می‌دانید وقتی که مسلمانان به مدینه هجرت کردند، پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمود هر یک از انصار در مدینه یکی از مهاجران را به برادری قبول کند و عبارت «ان المومنین اخوه» را مطرح نمود. این برادری به معنای مشارکت در امور گوناگون ازجمله اموال بود، این اتفاق به مهاجران فرصت کشاورزی و دامداری داد تا بتوانند کار کنند. واگذاری امکانات کار در زمان پیامبر گرامی اسلام(ص) اتفاق افتاد، اما شاید در آن دوران به خاطر شرایط سیاسی و نظامی حاکم نتوان آشکارا دربارۀ اجرای عدالت صحبت کرد.
در کشور این‌گونه بیان می‌شود که ما می‌کوشیم به سمت عدالت پیش برویم، ولی اینکه مفهوم عدالت چیست یا مشخصه‌های آن چگونه است کاملاً واضح بیان نشده است و حتی ادبیات این مطلب در کشور ما اندک است. در این زمینه باید اندیشمندانی دین‌باور وجود داشته باشند تا بتوانند مبانی دینی ریشه‌های عدالت را، که سرمنشأآن دین باشد نه فلسفه‌ای که ریشه در مبانی غیردینی دارد، استخراج، و به تدریج عملی کنند.
بدیهی است جهت نظام اسلامی به سمت عدالت است و توسعۀ آموزش، بهداشت و درمان و تغذیه دستاوردهای این جهت‌گیری است. همچنین در کمک به مستضعفین و تلاش برای تأمین حداقل نیاز مستمندان نیز موفقیت‌هایی وجود داشته است، اما اینکه آیا این روش‌ها بهترین روش‌های ممکن برای احقاق عدالت  نبوی و علوی هستند و روش‌های مناسب‌تر دیگری برای تحقق عدالت وجود ندارند پرسشی است که پاسخ آن واضح و مشخص نیست و باید در این زمینه کار کرد.
 
«منبع : نشریه زمانه»





عناوین دیگر :
كانوني براي جوانان؛ باشگاهي براي انديشه
از انقلاب كبير ايران تا نظم نوين اسلامي
جوانان، اشتغال، هرمی ها و...
جهانی‌ شدن درگفت‌وگو با دکتر رامین خانبگی‌
نگاه تطبیقی به اقتصاد معاصر وسیرۀ اقتصادی پیامبر
کانون اندیشه جوان
کانون اندیشه جوان در سال 1377 برای پاسخگویی به نیازهای اندیشه‌ای جوانان تأسیس شد. ادامه...

آخرین مطالب
احراز رتبه های اول، دوم و سوم مقالات زمانه در هجدهمین جشنواره مطبوعات
مقالة «آرمان شهر آينده»، محمدمهدي سيار رتبه اول در بخش مقالات فرهنگی، «يمن در تعارض» گفت‌وگوي زمانه با محمود پيربداقي، رتبه دوم در بخش بیداری اسلامی و ملت های مسلمان و مقاله ی «معماي بيني كلئوپاترا وسيلي خانم مأمور»، حسين افق رتبه سوم در بخش مقالات سياسي را به خود اختصاص دادند.

پنجمين جلسه از سلسله درس گفتار سينماي اشراقي با حضور حجت الاسلام عباس محسني در كانون انديشه جوان برگزار مي گردد
دكتر حسين كچويان: نظریه‌های دنیایی شدن اولین فلسفه‌های تاریخ غرب هستند که در عصر روشنگری ایجاد شدند.
دكتر جميله علم الهدي: تربیت سکولار به معنی تربیت غیر مذهبی ممکن است
حجت‌الاسلام‌والمسلمين احمد رهدار: سكولاريسم را به ساحت علم مي‌كشانند
حجت‌الاسلام دكتر حمید پارسانیا: بهترین معادل برای سکولاریسم معنای دنیوی گروی و این جهانی بودن است
حجت‌الاسلام دكتر عبدالحسین خسروپناه: لزوم رصد و شناسایی تهدیدهای سکولاریسم
حجت‌الاسلام علیرضا قائمی‌نیا: وقتی فرهنگ برتر نباشد سکولاریسم حاکم می‌شود
حجت الاسلام داوود مهدوی زادگان: سکولاریسم چیزی فراتر از ایدئولوژی است
حجت‌الاسلام‌و‌‌المسلمين علی اکبر رشاد: پست سکولاریسم اکنون یک مسئله شده است
همايش ملي اسلام و سكولاريسم برگزار شد
خبرنامه
جهت عضويت درسيستم اطلاع رساني سايت و استفاده از مزاياي آن، ايميل خود را وارد كنيد.

عضويت لغو عضويت


تبلیغات
عماد مغنیه
شماره بیستم
درس گفتار

ابر واژه
آمار
بازدید امروز: 278
بازدید دیروز: 1239
بازدید از ابتدا: 1907453
RSS | RSD | ATOM
آخرین به روزرسانی:سه شنبه، ۲ اسفند ۹۰