کانون اندیشه جوان
۹ اردیبهشت

سینمای قبل از انقلاب، محل جولان قهرمان های قلابی بود.

 

کتاب «از حاجی واشنگتن تا حاج کاظم! مروری بر ژانرهاي سينمايي در ايران» نوشته استاد سید ناصرهاشم زاده توسط کانون اندیشه جوان منتشر شده و درنمایشگاه کتاب امسال حاضر است.در همین زمینه گفت و گوی کوتاهی با نویسنده کتاب انجام داده‌ایم که در ادامه مطلب،از منظرتان عبور خواهد کرد.

 

انگیزه شما ازنگارش این کتاب برای مخاطب جوان چه بود؟

درباره بحران امروز سینمای ایران باید گفت وقتی از بحران حرف می زنیم باید دلسوز سینما باشیم و اگر فقط دنبال محکوم کردن هستیم این رویکرد به درد سینما نمی خورد.سینمای ایران ضعیف و مریض شده است و به کمک احتیاج دارد. این بحث باید ریشه یابی شود که چه کسی عامل آن بوده است.در سینمای قبل از انقلاب ایران، قهرمانهای قلابی جولان می دادند.درباره زمان حال،از چه کسی الهام بگیریم؟ما در تاریخ انقلاب و دفاع مقدس  قهرمان کم نداشتیم.در صحنه اجتماعی،فرهنگی و… ما می توانیم قهرمانان خوبی نشان دهیم. امروزه دچار یک چالشی هستیم که نمی توانیم این چهره هایی که در اندیشه دینی به آنها فکر می کنیم و به قهرمان بعنوان الگوی نهایی برای عمل دینی نگاه می کنیم،تجلی بدهیم.

 

اهمیت موضوع کتاب را چگونه ارزیابی می کنید؟

امروز در سینمای ما برخی به این نتیجه رسیده اند که سود در تولید است. اینکه بودجه دولتی در اختیار بگیریم و فقط فیلم بسازیم و فکر نمایش آن هم نباشیم، این همان رانت خواری و بحران در سینما است. بحران رانت خواری باید مدیریت شود؛در این کشور فیلم های خوب هم ساخته شده است؛البته در کنار آنها نیز فساد اقتصادی هم صورت گرفته است.

 

در این کتاب به چه محورهایی پرداخته می شود؟

زبان سینما، تصویر است. این زبان را هر کس که تصویر را ببیند، می فهمد؛ اما فهم ها متفاوت است. تصویر سازی مهم ترین مساله در سینما است. همه چیز در خدمت تصویر قرار دارد، تا تصویر فهمیده شود. آن هایی که سینما را تاسیس کردند، برای آن گرامری نوشتند و طبق آن عمل کردند و البته این گرامر  مدام عوض می شود. حال ما هستیم و سینما و مردمی که قرار است این تصویر را بفهمند. تصویر متحرک قابل فهم می باشد و قابی است که می خواهد بگوید به زندگی نزدیک است. این تصویر اسب چموشی است که به هر کس سواری نمی دهد و به این سادگی در اختیار کسی قرار نمی گیرد.

 

در پایان اگر نکته ای باقی مانده، بفرمایید.

ما با آوینی و  امثال آوینی بیش از پیش به نظریه­ه ای هنر دینی نزدیک  می شویم؛ متاسفانه بسیاری از افراد بعد از آوینی لزوم این قضیه را کنار گذاشتند و آن‌چه مرحوم مددپور با پرسش‌های جدی خود در باب ماهیت سینما آغاز کرد تا امروز با شناخت دقیق از سینما پاسخ داده نشده است.باید بیندیشیم که در حوزه نظریه پردازی هنر دینی به چه چیزی نیاز داشتیم که آوینی به آن توجه کرد

  • 60
  • 0

نظرات کاربران

شما هم می توانید در مورد این خبر نظر بدهید.

نام و نام خانوادگی