سه شنبه، ۱۲ مهر ۱۳۹۰
تفاوت بين زن و مرد
در بحث حقوق زن، اگر تفاوت زن و مرد در بعد جسمي و روحي بهنحو تعيينكنندهاي ثابت شود، درك اختلاف در حقوق و وظايف آسان خواهد شد.
اگر با برخي فمينيستها و جامعه شناسان كه به جز تفاوتهاي بيولوژيك هيچ تفاوتي ميان زن و مرد نميشناسند و تفاوتهاي ذهنيّت و رفتار و احساس آن دو را ناشي از تأثيرات محيطي و فرهنگي ميدانند، همسخن شويم،[1] در آن صورت وجود حقوق متفاوت براي دو جنس را به سختي ميتوان اثبات كرد.
واقعيت آن است كه بين مرد و زن و نر و ماده حتي در حيوانات و گياهان تفاوتهايي اساسي وجود دارد. انكار اين امر، انكار امري وجداني و بديهي است. موهوم دانستن و قديمي شمردن اين اصل مسلّم، حركت برخلاف جريان حتمي طبيعت است.
امروزه در پايان قرن بيستم، در پرتو پيشرفتهاي حيرتانگيز علوم، تفاوتهاي زن و مرد بيشتر روشن شده است، با اين حال اين تفاوتها به هيچ وجه به برتري يا پستي يكي از دو جنس زن و مرد نميانجامد. دست آفرينش اين تفاوتها را بدينسبب به وجود آورده است كه امور مختلف جامعة بشري را هر چه شايستهتر سامان دهد و پيوند خانوادگي زن و مرد را محكمتر كند.
قانون خلقت اين تفاوتها را ايجاد كرده است تا به دست خود حقوق و وظايف جامعه و خانواده را ميان زن و مرد تقسيم كند. قانون خلقت تفاوتهاي زن و مرد را شبيه اختلاف ميان اعضاي بدن قرار داده است.
اگر قانون آفرينش چشم و گوش و دست و پا و ستون فقرات را وضع و شكل خاصّي بخشيده، نه از آن جهت است كه با نظر تبعيضآميز به نفع يكي نسبت به ديگري جفا روا داشته است. در واقع تفاوتهاي زن و مرد بر اساس «تناسب» است نه «نقص و كمال».
قبل از ذكر برخي از اين تفاوت ها بايد توجه داشت كه منظور ويژگيهاي غالبي است كه دست تكوين در نهاد مرد يا زن قرار داده و وجود افراد نادر و استثنايي به طبيعي بودن اين صفات لطمهاي نميزند.
زن و مرد چه در بعد جسمي و چه در بعد رواني و احساسات با يكديگر تفاوت دارند.
از لحاظ جسمي: مرد بهطور متوسط درشت اندامتر، بلند قدتر و خشنتر از زن است. صداي مرد كلفتتر و خشنتر است و صداي زن نازكترو لطيفتر.
رشد بدني زن سريعتر از مرد است، در مقابل رشد عضلاني و نيروي بدني مرد بيشتر از زن است.
مقاومت زن در مقابل بسياري از بيماريها از مقاومت مرد بيشتر است.
زن زودتر بالغ ميشود و امّا دستگاه توليد مثل او زودتر از كار ميافتد.
متوسط مغز مرد از متوسط مغز زن بزرگتر است ولي با در نظر گرفتن نسبت مغز به كل بدن، نسبت مغز زن بيشتر است.
رية مرد توانايي تنفس هواي بيشتري را دارد، امّا ضربان قلب زن سريعتر است.
دستگاه تناسلي همچنين اندام سينة زن و مرد كاملاً متفاوتند.
نقش زن در بارداري و پرورش فرزند بسيار بيشتر از مرد است.
دوران قاعدگي و ضعف جسمي تنها در زن وجود دارد، نيز تفاوتهاي ديگري را ميتوان ميان آن دو برشمرد.
از لحاظ رواني: ميل مرد به ورزش و شكار و كارهاي پرحركت بيش از زن است.
احساسات مرد جنگجويانه و رزمي و احساسات زن صلحجويانه و بزمي است. مرد پرخاشجوتر است و زن آرامتر. زن از توسّل به خشونت دربارة خود و ديگران پرهيز ميكند. احساسات زن از مرد پرخروشتر است، زن زودتر تحت تأثير احساسات خويش قرار ميگيرد، امّا مرد از تأثير شديد احساس دورتر است و با تعقّل و تدبير بيشتري عمل ميكند.
زن بهطور طبيعي به زينت و جمال و آرايش علاقة بيشتري دارد. احساسات زن بي ثبات تر از مرد است. زن از مرد، محتاطتر، مذهبيتر، پرحرفتر، ترسوتر، حسودتر و تشريفاتيتر است.
احساسات زن، مادرانه است و به خانه و خانواده بيشتر علاقه دارد. زن در علوم استدلالي و عقلي بهپاي مرد نميرسد، ولي در ادبيات و نقاشي و مسائل ذوقي، دست كمي از مرد ندارد.
مرد خوددارتر از زن است و زن رقيق القلبتر از مرد.
از نظر احساسات و رابطهاي كه زن و مرد با يكديگر دارند، ميتوان گفت مرد بندة شهوت خويش است و زن بندة محبت مرد.
مرد زني را دوست ميدارد كه او را پسنديده و انتخاب كرده باشد و زن مردي را دوست ميدارد كه ارزش او را درك كرده و قبلاً دوستي خود را اعلام كرده باشد.
مرد ميخواهد شخص زن را تصاحب كند و زن ميخواهد دل مرد را مسخّر كند و از اين راه بر او مسلّط شود.
مرد ميخواهد زن را در پناه خود گيرد و زن ميخواهد او را در پناه گيرند، مرد ميخواهد به زن مهر بورزد و زن ميخواهد كه مورد مهر و محبّت قرار گيرد.
زن بيش از مرد قادر است بر شهوت خود مسلّط شود زيرا كه شهوت مرد ابتدايي و تهاجمي است و شهوت زن انفعالي و تحريكي.[2]
تفاوتهاي ياد شده و بسياري موارد ديگر، بخشي از تفاوتهاي بيشماري است كه دست تقدير در وجود اين دو نوع مخلوق قرارداده است. همة كساني كه بهنحوي با دو جنس زن و مرد سر و كار دارند، چه در امر تعليم و تربيت، چه از جهت روانشناسي و جامعهشناسي و چه از بعد فيزيولوژيكي، بين آن دو به تمايزهاي عديدهاي برخورد ميكنند.
خلاصة سخن اينكه وجود تفاوت بين زن و مرد در ابعاد مختلف، سخني است روشن و بينياز از دليل. برخي از اين تفاوتهاي دائمي و عمومي، منشأ آثار مختلف اجتماعي هستند[3] و حقوق و وظايف مختلفي را به دنبال ميآورند، مانند نقش بيشتر زن در باروري و شيردهي يا دوران قاعدگي در زن و قدرت باروري محدود او نسبت به مرد يا احساسات و عواطف شديد و غالب در زن و نوع گرايش و ميل دو جنس به يكديگر البته برخي تفاوتهاي جزئي و گذرا در نقش مرد و زن تأثير چنداني ندارند.
مسأله حجاب، مهريه و نفقه، تعدّد زوجات و ازدواج موقّت، تفاوت در امر قضاوت و حكومت و ارث و ديه و قصاص، همه به نحوي به موارد ياد شده ارتباط دارند.[4]
اگر با برخي فمينيستها و جامعه شناسان كه به جز تفاوتهاي بيولوژيك هيچ تفاوتي ميان زن و مرد نميشناسند و تفاوتهاي ذهنيّت و رفتار و احساس آن دو را ناشي از تأثيرات محيطي و فرهنگي ميدانند، همسخن شويم،[1] در آن صورت وجود حقوق متفاوت براي دو جنس را به سختي ميتوان اثبات كرد.
واقعيت آن است كه بين مرد و زن و نر و ماده حتي در حيوانات و گياهان تفاوتهايي اساسي وجود دارد. انكار اين امر، انكار امري وجداني و بديهي است. موهوم دانستن و قديمي شمردن اين اصل مسلّم، حركت برخلاف جريان حتمي طبيعت است.
امروزه در پايان قرن بيستم، در پرتو پيشرفتهاي حيرتانگيز علوم، تفاوتهاي زن و مرد بيشتر روشن شده است، با اين حال اين تفاوتها به هيچ وجه به برتري يا پستي يكي از دو جنس زن و مرد نميانجامد. دست آفرينش اين تفاوتها را بدينسبب به وجود آورده است كه امور مختلف جامعة بشري را هر چه شايستهتر سامان دهد و پيوند خانوادگي زن و مرد را محكمتر كند.
قانون خلقت اين تفاوتها را ايجاد كرده است تا به دست خود حقوق و وظايف جامعه و خانواده را ميان زن و مرد تقسيم كند. قانون خلقت تفاوتهاي زن و مرد را شبيه اختلاف ميان اعضاي بدن قرار داده است.
اگر قانون آفرينش چشم و گوش و دست و پا و ستون فقرات را وضع و شكل خاصّي بخشيده، نه از آن جهت است كه با نظر تبعيضآميز به نفع يكي نسبت به ديگري جفا روا داشته است. در واقع تفاوتهاي زن و مرد بر اساس «تناسب» است نه «نقص و كمال».
قبل از ذكر برخي از اين تفاوت ها بايد توجه داشت كه منظور ويژگيهاي غالبي است كه دست تكوين در نهاد مرد يا زن قرار داده و وجود افراد نادر و استثنايي به طبيعي بودن اين صفات لطمهاي نميزند.
زن و مرد چه در بعد جسمي و چه در بعد رواني و احساسات با يكديگر تفاوت دارند.
از لحاظ جسمي: مرد بهطور متوسط درشت اندامتر، بلند قدتر و خشنتر از زن است. صداي مرد كلفتتر و خشنتر است و صداي زن نازكترو لطيفتر.
رشد بدني زن سريعتر از مرد است، در مقابل رشد عضلاني و نيروي بدني مرد بيشتر از زن است.
مقاومت زن در مقابل بسياري از بيماريها از مقاومت مرد بيشتر است.
زن زودتر بالغ ميشود و امّا دستگاه توليد مثل او زودتر از كار ميافتد.
متوسط مغز مرد از متوسط مغز زن بزرگتر است ولي با در نظر گرفتن نسبت مغز به كل بدن، نسبت مغز زن بيشتر است.
رية مرد توانايي تنفس هواي بيشتري را دارد، امّا ضربان قلب زن سريعتر است.
دستگاه تناسلي همچنين اندام سينة زن و مرد كاملاً متفاوتند.
نقش زن در بارداري و پرورش فرزند بسيار بيشتر از مرد است.
دوران قاعدگي و ضعف جسمي تنها در زن وجود دارد، نيز تفاوتهاي ديگري را ميتوان ميان آن دو برشمرد.
از لحاظ رواني: ميل مرد به ورزش و شكار و كارهاي پرحركت بيش از زن است.
احساسات مرد جنگجويانه و رزمي و احساسات زن صلحجويانه و بزمي است. مرد پرخاشجوتر است و زن آرامتر. زن از توسّل به خشونت دربارة خود و ديگران پرهيز ميكند. احساسات زن از مرد پرخروشتر است، زن زودتر تحت تأثير احساسات خويش قرار ميگيرد، امّا مرد از تأثير شديد احساس دورتر است و با تعقّل و تدبير بيشتري عمل ميكند.
زن بهطور طبيعي به زينت و جمال و آرايش علاقة بيشتري دارد. احساسات زن بي ثبات تر از مرد است. زن از مرد، محتاطتر، مذهبيتر، پرحرفتر، ترسوتر، حسودتر و تشريفاتيتر است.
احساسات زن، مادرانه است و به خانه و خانواده بيشتر علاقه دارد. زن در علوم استدلالي و عقلي بهپاي مرد نميرسد، ولي در ادبيات و نقاشي و مسائل ذوقي، دست كمي از مرد ندارد.
مرد خوددارتر از زن است و زن رقيق القلبتر از مرد.
از نظر احساسات و رابطهاي كه زن و مرد با يكديگر دارند، ميتوان گفت مرد بندة شهوت خويش است و زن بندة محبت مرد.
مرد زني را دوست ميدارد كه او را پسنديده و انتخاب كرده باشد و زن مردي را دوست ميدارد كه ارزش او را درك كرده و قبلاً دوستي خود را اعلام كرده باشد.
مرد ميخواهد شخص زن را تصاحب كند و زن ميخواهد دل مرد را مسخّر كند و از اين راه بر او مسلّط شود.
مرد ميخواهد زن را در پناه خود گيرد و زن ميخواهد او را در پناه گيرند، مرد ميخواهد به زن مهر بورزد و زن ميخواهد كه مورد مهر و محبّت قرار گيرد.
زن بيش از مرد قادر است بر شهوت خود مسلّط شود زيرا كه شهوت مرد ابتدايي و تهاجمي است و شهوت زن انفعالي و تحريكي.[2]
تفاوتهاي ياد شده و بسياري موارد ديگر، بخشي از تفاوتهاي بيشماري است كه دست تقدير در وجود اين دو نوع مخلوق قرارداده است. همة كساني كه بهنحوي با دو جنس زن و مرد سر و كار دارند، چه در امر تعليم و تربيت، چه از جهت روانشناسي و جامعهشناسي و چه از بعد فيزيولوژيكي، بين آن دو به تمايزهاي عديدهاي برخورد ميكنند.
خلاصة سخن اينكه وجود تفاوت بين زن و مرد در ابعاد مختلف، سخني است روشن و بينياز از دليل. برخي از اين تفاوتهاي دائمي و عمومي، منشأ آثار مختلف اجتماعي هستند[3] و حقوق و وظايف مختلفي را به دنبال ميآورند، مانند نقش بيشتر زن در باروري و شيردهي يا دوران قاعدگي در زن و قدرت باروري محدود او نسبت به مرد يا احساسات و عواطف شديد و غالب در زن و نوع گرايش و ميل دو جنس به يكديگر البته برخي تفاوتهاي جزئي و گذرا در نقش مرد و زن تأثير چنداني ندارند.
مسأله حجاب، مهريه و نفقه، تعدّد زوجات و ازدواج موقّت، تفاوت در امر قضاوت و حكومت و ارث و ديه و قصاص، همه به نحوي به موارد ياد شده ارتباط دارند.[4]
[1]. ر.ك: محمدرضا زيبايينژاد و محمدتقي سبحاني: درآمدي بر نظام شخصيت زن در اسلام، ج 1، صص 116 ـ92.
[2] . مرتضي مطهري: نظام حقوق زن در اسلام، صص 175 ـ167؛ نيز نگاه كنيد به: محمدتقي مصباح يزدي: حقوق و سياست در قرآن كريم، درس 208، چاپ نشده.
[3] . بهعنوان مثال، وظيفه كار و تأمين مخارج خانواده بر عهدة مرد است و تكليف اقتصادي و حضور در جبهه و جهاد و صحنههاي پرمسؤوليت اجتماعي از زن برداشته شده است.
[4] . در مخالفت با اين نظر، در نشريات مختلف سخناني به چشم ميخورد. از جمله بنگريد: مهرانگير كار: هفته نامه پيام هامون، اسفند 1377. «بسياري از قوانين فقهي مابين زن و مرد تبعيض قائل شده است و ضرورت دارد ايران هم به كنوانسيون بينالمللي حقوق زنان كه خواهان تساوي همه جانبة زن و مرد است، بپيوندد».
[2] . مرتضي مطهري: نظام حقوق زن در اسلام، صص 175 ـ167؛ نيز نگاه كنيد به: محمدتقي مصباح يزدي: حقوق و سياست در قرآن كريم، درس 208، چاپ نشده.
[3] . بهعنوان مثال، وظيفه كار و تأمين مخارج خانواده بر عهدة مرد است و تكليف اقتصادي و حضور در جبهه و جهاد و صحنههاي پرمسؤوليت اجتماعي از زن برداشته شده است.
[4] . در مخالفت با اين نظر، در نشريات مختلف سخناني به چشم ميخورد. از جمله بنگريد: مهرانگير كار: هفته نامه پيام هامون، اسفند 1377. «بسياري از قوانين فقهي مابين زن و مرد تبعيض قائل شده است و ضرورت دارد ايران هم به كنوانسيون بينالمللي حقوق زنان كه خواهان تساوي همه جانبة زن و مرد است، بپيوندد».
عناوین دیگر :
تفاوت بين زن و مرد
دنیوی کردن دین یا دینی کردن حکومت و سیاست؟
شفاعت از مردگان
احكام قصاص
ادله حقانیت قرآن
کانون اندیشه جوان در سال 1377 برای پاسخگویی به نیازهای اندیشهای جوانان تأسیس شد.

