در خواست شفاعت و توحيد
آيا در خواست شفاعت با توحيد در عبادت منافات ندارد؟
در مقام تبيين اين شبهه گفته اند كه ما نبايد شفاعت را از خود پيامبران و اولياي خدا درخواست كنيم. هر كس بنده اي از بندگان خدا را ميان خود و خدا واسطه قرار دهد از او بخواهد كه در حق وي شفاعت كند، دچار شرك در پرستش شده است اگر چه خداوند به پيامبر گرامي حق شفاعت داده ولي ما را از درخواست شفاعت از او باز داشته و ما بايد آن را از خود خدا خداوند بخواهيم.
در پاسخ بايد گفت: توحيد در عبادت، در برابر شرك در پرستش ، يكي از اركان توحيد كه قرآن اهميت بسياري براي آن قائل شده است، اما جان سخن آن كه هر گونه دعوت و خواندن ديگري و خواستن چيزي از وي، عبادت و پرستش نيست. پرستش معناي خاصي دارد و آن دعوت و درخواست همراه با نهايت ذلت و خضوع از كسي است كه او را فاعل مختار و متصرف بي منازع در امور دنيا و آخرت مي دانيم.
بنابراين هر خضوع و احترامي، پرستش نيست. گواه آن كه، خداوند به فرشتگان فرمان داد كه بر آدم سجده كنند، و همچنين يعقوب (ع) با همسر و فرزندان در برابر يوسف (ع) سجده كردند. اگر واقعاً مطلق خضوع، حتي به شكل سجده، پرستش بود. هرگز خدا به فرشتگان دستور سجده نمي داد و هيچ گاه پيامبر معصومي چون يعقوب (ع) به خاك نمي افتاد؛ زيرا ساحت مقدس خدا و پيامبران پيراسته تر از آن است كه به كار قبيح فرمان دهند و يا مرتكب گردند.
شفاعت خواهي از اوليا سبب آن نيست كه طوق بندگي كسي را به گردن نهيم و او را بپرستيم. اگر خداوند در روز رستاخيز به اولياي خود اذن دهد كه درباره گنهكاران شفاعت كنند، هرگز براي خود شريكي قرار نداده است. اگر بندگان خدا از اولياي خدا بخواهند كه در حق آنان شفاعت كنند، و حداقل شفاعت، اين است كه از خداوند بخواهند كه از گناهان آنان درگذرد، هيچ گاه آنان را نپرستيده اند و مستحق معبوديت و پرستش ندانسته اند، زيرا شفاعت خواهان هرگز شافعان راستين را مالك زمام امر نمي دانند.
شفاعت خواهي را هر گونه تفسير كنيم، كوچك ترين ارتباطي با شرك و پرستش غير خدا نخواهد داشت. خداوند، خود به مؤمنان فرمان مي دهد كه به دنبال وسيله بروند. يكي از اين وسايل، درخواست دعا از اولياي خدا است كه هيچ گاه رد و بازگشت ندارد.
آيا عاقلانه است قرآني كه پايه گذار مبارزه با شرك و بندگي غير خدا است، مردم را به شرك فرا بخواند؟!
آيات قرآن به روشني گواهي مي دهند كه در روز باز پسين، شفاعت گراني براي شفاعت گناهكاران در نزد خداوندگار تواناي جهان به پا خواهندخواست و از او براي آنان آمرزش خواهند طلبيد. حال كه خداوند به برخي از اولياي خود چنين حقي را لطف فرموده و اجازه شفاعت به آنان داده است، چه اشكالي دارد كه گنهكاري، از چنين كسي كه به اذن الهي حق شفاعت دارد، در خواست شفاعت كند؟
شگفت جمله اي است كه رئيس فرقه وهابيت مي گويد: خداوند به اولياي خود حق شفاعت داده است، اما ما را از درخواست آن باز داشته است!
اولاً: خداوند در كدام آيه ما را از درخواست شفاعت از شفاعت گران راستين بازداشته است؟ ثانياً؛ اين گونه اي تناقض گويي است. اگر خدا چنين حقي را به اولياي خود اعطا كرده، براي آن است كه ديگران از آن حق بهره مند گردند. حال چگونه مي توان آنان را از درخواست اين حق بازداشت؟!
عناوین دیگر :
شفاعت از مردگان
در خواست شفاعت و توحيد
بهره مند نشدن از شفاعت
فرق نهادن بين مجرمان و جرم ها
چگونه به شفاعت معتقد باشيم؟
کانون اندیشه جوان در سال 1377 برای پاسخگویی به نیازهای اندیشهای جوانان تأسیس شد.

