امام علی علیه السلام می فرماید:
برآوردن نيازهاي مردم پايدار نيست مگر به سه چيز؛ كوچك شمردن آن تا خود بزرگ نمايد، پنهان داشتن آن تاخود آشكار شود و شتاب در برآوردن آن تا گوارا باشد. 

نهج البلاغه
برگزاری دوره جدید «کارگاه داستان» احمد شاكري از خرداد 91 |  مجموعه شعر «خورشيد در مشت» با موضوع بيداري اسلامي رونمايي شد |  بسته مشق آزاد دخترانه به مناسبت ميلاد حضرت زهرا (س) با تخفيف ويژه عرضه مي‌شود |  محمد رضا زائري ميهمان غرفه كانون در روز هشتم نمايشگاه كتاب |  فقه سياسي و جامعه اسلامي در شماره جدید زمانه |  رونمايي از «بسته مشق آزاد ادبيات» با حضور محمدرضا سرشار در نمايشگاه كتاب |  محمد حسين رجبی: باید تاریخ را با نگاهی نو نگاشت |  احمد شاکری ميهمانِ غرفه کانون اندیشه جوان در روز هفتم نمايشگاه كتاب |  محمد حسین رجبی ميهمان غرفه کانون در ششمین روز نمایشگاه کتاب  |  محمدرضا سرشار: نویسندگان ما تجربه اجتماعی ندارند |  کانون اندیشه جوان  |  

تعداد بازدید : 1578
اندازه متن : [ بزرگتر ] [ کوچکتر ]
نسخه مناسب چاپ
ارسال به دیگران
چهارشنبه، ۱۹ خرداد ۱۳۸۹
فقه و تأثير آن در تحولات جهان و تاريخ

 

فقهي كه متأثر از ساختار اجتماع است، چگونه مي تواند در تحول جهان و تاريخ، نقشي ايفا كند؟
مؤلف مقاله بر اين باور است كه علم فقه، علمي متأثر از ساختار اجتماع مي باشد. به عبارت ديگر، علمي است اجتماعي و سياسي و لذا تابع مقتضيات اجتماع و سياست و سياليت اجتماع و سياست فقه را هم سيال مي كند. بدين ترتيب مي توان گفت جهان و تاريخ را فقه و فقيهان نمي سازند؛ بلكه جهان و تاريخ، تحول خود را دارند و فقه در اين جهان تحول يافته و واجد چارچوب و روابط جديد، مي كوشد تا زندگي را براي آدميان، مطبوع تر و بي كشمكش تر كند (آن هم به نحو اقلي) .
اين ويژگي تا حدودي ويژگي نخست را مدلل مي سازد، چنان كه بيان ديگري از ويژگي دوم است؛ زيرا اولا:فقه، تابع تحولات اجتماعي، و دنباله رو وضعيت سياسي و اجتماعي جامعه است. ثانياً: در اثر تحولات اجتماعي نيز تحول مي پذيرد.
با توجه به مطالب گذشته روشن شد كه فقه دو حيثيت دارد:
يك) از يك جهت پيرو مقتضيات زمان است؛ يعني سياست و جامعه براي فقيهان موضوع مي سازد و فقه، احكام متناسب با آن را از كتاب و سنت استنباط مي كند. فقه از اين حيث با تحول موضوعي، تحول حكمي مي بايد.
دو) جهت دوم فقه جامعه سازي آن است، در اين بخش معيارهاي كلي ارزشي و خطوط مشي و سياست گذاري هاي كلان از فقه استخراج مي شود و نظام هاي مختلف را شكل مي دهد مانند « و اعدوا لهم ما استطعتم من قوة» و «و لن يجعل الله للكافرين علي المؤمنين سبيلا» منشأ تحول پذيري جامعه خواهد شد .

افزون بر آن، فقه فقط بيانگر رابطه انسان با انسان نيست كه هميشه از اجتماع و سياست متأثر باشد؛ بلكه مبين رابطه انسان با خدا نيز هست؛ بدين سبب اين بخش از فقه (فقه العبادة)  از ساختار  اجتماع تأثير نمي پذيرد و با سياليت سياست و اجتماع، سيال نمي شود. در نتيجه سياليت همه جانبه و درون و برون فقهي، درباره تمام قلمرو نيز پذيرفته نيست، بلكه فقط  تحولات ضابطه مند و بر اساس روش هاي پذيرفته شده در علم اصول و معرفت شناسي و انسان شناسي اسلامي پذيرفتني است .

 






عناوین دیگر :
فقه و تأثير آن در تحولات جهان و تاريخ
علم فقه و علوم ديگر
اسلام فقهي يك اسلام واقعي است؟
علم فقه، طراح و برنامه ريزاست يا خير؟
نگاهی به ملی شدن صنعت نفت در ایران
کانون اندیشه جوان
کانون اندیشه جوان در سال 1377 برای پاسخگویی به نیازهای اندیشه‌ای جوانان تأسیس شد. ادامه...

خبرنامه
جهت عضويت درسيستم اطلاع رساني سايت و استفاده از مزاياي آن، ايميل خود را وارد كنيد.

عضويت لغو عضويت


تبلیغات
زمانه جدید

آمار
بازدید امروز: 3009
بازدید دیروز: 3686
بازدید از ابتدا: 2042187
RSS | RSD | ATOM
آخرین به روزرسانی:سه شنبه، ۲۶ اردیبهشت ۹۱