خشونت
آيا مي توان از خشونت هاي مجاز اسلامي دفاع عقلاني كرد؟
ابتدا بايد ديد مراد از عقل چيست؟ خرد بشري را مي توان به اعتبارات مختلفي تقسيم نمود از جمله آن را به عقل كل نگر توحيدي و عقل جزء نگر و كثرت انديش تقسيم كرده اند .
الف. اگر مقصود از آن، توجيه پذيري توسط عقل كل نگر باشد، روشن است كه اين خرد بر تمام احكام اسلامي يك جا مهر تاييد مي زند و قاطعانه بر روايي آن گواهي مي دهد زيرا :
احكام اسلامي (اعم از خشونت آميز و غير آن) از جانب خداوند صادر شده است.
خداوند حكيم و جميل علي الطلاق است.
فعل حكيم، داراي حكمت استواري بوده و فعل جميل نيز زيبا و جذاب است .
نتيجه آن كه، همه احكام الاهي حكيمانه و زيباست و در آن نقص و خطا نا استواري راه ندارد.
ارزيابي:
1 0از آن جا كه چنين برهاني بر مقدمات قطعي و خلل ناپذير مبتني است جايي براي ترديد باقي نمي گذارد .
2 0نتيجه آن كلي است و همه احكام ديني را يك جا قضاوت نموده، همه را حكيمانه و جميل توصيف مي كند.
3 0نتيجه ياد شده پايا و ثابت است، بنابراين در آن دگرگوني و تحول راه ندارد.
04 اين برهان، فلسفه هيچ حكمي را به طور جزئي بيان نمي كند، بلكه به طور اجمالي حكيمانه بودن همه آنها را اعلام مي دارد.
05اين برهان صرفاً ناظر به احكامي است كه ثبوتاً و واقعاً مستند به شارع است، نه مواردي كه استناد آنها ظاهري است چه بسا حقيقتاً از شارع صادر نشده باشند.
ب. اگر مقصود از دفاع عقلاني اين است كه با عقل جزء نگر يا خرد ابزاري بتوان حكمت غايي هر حكمي را دريافت، پاسخ آن است كه :
اولاً : چنين چيزي در مورد همه احكام اسلام ممكن نيست بلكه تنها فلسفه پاره اي از احكام بدين وسيله قابل شناسايي .
ثانياً : با گذشت زمان آنچه را كه از طريق كشف مي شود ، نمي توان لزوماً علت اصلي و نهايي حكم دانست ، بلكه چه بسا حكمت ها و مصالح ديگري در صدور حكم دخالت داشته اند كه مخفي مانده باشند.
ثالثاً : با گذشت زمان گزاره هاي به دست آمده از خرد جزء نگر و ابزاري افزايش مي يابند .حتي (با قدري مسامحه) دگرگون مي شوند. ممكن است حكمت حكمي، قرن ها مخفي بماند و در دير زمان شناخته شود، همچنان كه ممكن است خرد بشري نسبت به حكمي به خطا داوري كند و پس از مدت هاي مديد به خطاي خود پي ببرد .
اشكال : آيا اين كه برخي از احكام و قوانين خشونت آميز اسلام توسط عقل قابل توجيه نيست ، نقصي براي اسلام تلقي نمي شود؟
پاسخ: اين مسأله زماني نقض تلقي مي شود كه اشكال از ناحيه قوانين اسلامي باشد، درحالي كه در اين جا مشكل اساسي ناشي از نقض و ناتواني عقل جزئي است. خردمند آن است كه حدود توانائي جزئي را به درستي شناخته و انتظارات خود را مطابق با آنها تنظيم كند. مسلماً عقل جزءنگر در بسياري از موارد ناتوان است و قدرت داوري ندارد. چيزي موجب نقض اسلام خواهد بود كه عقل قطعي بر خلاف آن حكم كند كه چنين چيزي نيز هرگز نبوده است و نخواهد بود زيرا به حكم برهان، فعل حكيم ، استوار است و در آن خللي راه ندارد . به عبارت ديگر نسبت احكام الهي با عقل را به سه شيوه مي توان تصور كرد:
01 احكام خرد پذير، احكامي هستند كه خرد بشري توان درك فلسفه و حكمت آنها را دارد بر آنها مهر تاييد مي زند
02احكام خرد ستيزي كه در اسلام وجود ندارد
03 فرا عقلي، در حكمت ها چنين احكامي برتر از آن است كه شاهباز انديشه بشري بتواند آن ها را آشكار كند يا لااقل براي آن ديرياب است
ج. امروزه معناي نازل تري از عقل جزئي رواج دارد كه عبارت است از فهم يا پسند عرفي. يكي از صاحبنظران مي گويد:
عقلانيت مشهور امروز پسند مردم است و قضاوت هايي كه در ذهن دارند كه گاهي عقل جمعي گويند و آن را قابل تغيير و تاريخي مي دانند، مثلاً عقلانيت دوره مدرن را با پست مدرن متفاوت مي دانند.
بديهي است چنين عقلانيتي را هرگز نمي توان در باب احكام ديني ملاك داوري قرار داد. زيرا عقلانيت ياد شده تا حد زيادي مبين عواطف و گرايشات جامعه است و بنابراين هر قضاوتي در اين باره معنايي جز سازگاري و ناسازگاري پسند جامعه با احكام دين نداشته ، متضمن هيچ وصف منطقي براي احكام نيست
عناوین دیگر :
خشونت
دستورات خشونت آميزي
اخلاق جنگی پیامبر اکرم(ص)
رابطه اسلام با خشونت
يادواره شهداي عرصه رسانه در دانشكده خبر برگزار ميشود
کانون اندیشه جوان در سال 1377 برای پاسخگویی به نیازهای اندیشهای جوانان تأسیس شد.

